سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

18

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و اگر مشترى غير مستأجر باشد از دو حال خارج نيست : 1 - آنكه به اجاره بودن عين علم و مطلع است . 2 - از آن اطلاعى در وقت بيع نداشته . در صورت اول بر او لازم است تا انتقضاء مدت اجاره صبر كند ولى در عين حال ثمن را بايع اگر از وى مطالبه كرد فورا و معجّلا بايد بوى رد كند و وجوب صبر و تأملش مانع از تعجيل ثمن نيست . و در فرض دوم مشترى مخّير است بين اينكه بيع را فسخ نموده يا مجانا و مسلوب النمفعة تا مدت انقضاء اجاره آن را امضاء نمايد . لازم بتذكر است : اگر قبل از انتقضاء مدت اجاره مستأجر عقد اجاره را فسخ كند منافع باقيمانده به موجر يعنى بايع عود كرده نه به كسى كه عين را خريده بنابراين بايع مىتواند عين را ظرف مدّت باقى باز به كسى ديگر يا مشترى اجاره دهد . قوله : او غيره : ضمير به مستأجر راجع است . قوله : بل يجتمع عليه : ضمير مجرورى به مشترى مستأجر راجع است . قوله : و ان كان غيره : ضمير مستتر در [ كان ] به مشترى و در [ غيره ] به مستأجر عود مىنمايد . قوله : و هو عالم بها : ضمير [ هو ] به غير راجع بوده و ضمير مجرورى در [ بها ] به اجاره عود مىكند . قوله : صبر الى انقضاء المدة : ضمير فاعلى در [ صبر ] به غير ( يعنى مشترى ) راجع بوده و مقصود از [ المدة ] مدت اجاره است . قوله : و لم يمنع ذلك من تعجيل الثمن : مشار اليه